Take a fresh look at your lifestyle.

داستانی کوتاه از موفقیت

251

پسر کوچکی به نام رابی بود که  با مادرش تنها زندگی می کرد .مادرش دوست داشت که
رابی پیانو یاد بگیرد بنابراین برای او معلم پیانو گرفت تا  به او پیانو یاد دهد و اورا در یادگیری
راهنمایی کند.

اما مشکل کوچکی در این میان وجود داشت که رابی
چندان علاقه ای به موسیقی نداشت و بسیار کند پیش میرفت به دلیل ضعف رابی و عدم
علاقه اش به موسیقی معلمش در یادگیری او چندان پافشاری نمی کرد و بسیاری از اوقات
چندان تلاشی برای آموزش به او نمی کرد ؛ اما مادرش هر هفته رابی را به کلاس موسیقی
می فرستاد .

یکروز رابی دیگر به کلاس نیامد معلم خوشحال بود
و فکر میکرد که رابی یادگیری پیانو را کنار گذاشته است .

 چیزی
نگذشت که معلم کنسرت اجرای پیانویی در شهر برگزار کرد و از تمام دانشجویانش خواست
تا در این کنسرت اجرا کنند و به تمام مردم شهر دعوت نامه فرستاد .

 روزی ,
پیش از اجرای کنسرت معلم تماسی از رابی دریافت کرد که می خواهد در اجرای کنسرت
شرکت کند و او نیز پیانو بزند اما معلمش به او گفت که چندان دانش آموز خوبی نبوده
و به خاطر رها کردن زودهنگام درس پیانو همچنان ضعیف است. رابی از او خواهش کرد که
فرصتی به او بدهد و هرگز آن را خراب نمیکند و ناامیدش نمی کند. بالاخره معلم  با این امید که رابی در آخرین لحظات از اجرایش
منصرف می شود به او اجازه داد به عنوان آخرین نفر اجرا کند .

بالاخره روز اجرا فرا رسید.سالن پر از جمعیت
شده بود دانش آموزان به نحو احسن کارشان را انجام می دادند اما معلم دائم نگران
اجرای آخر بود و بسیار عصبی  و نگران این
بود که رابی درخشش امشب را خراب کند . بالاخره نوبت به اجرای رابی رسید و او در
حالی که با سر و وضع ناماسب بود به روی صحنه آمد .رابی شروع به پیانو زدن کرد و
جمعیت ساکت و متحیر مهارت پسر کوچک شده بودند در واقع رابی بهترین اجرای آن شب بود
و پس از اتمام اجرایش مردم برایش بلند شدند و او را تشویق کردند در پایان اجرا
معلم از رابی خواست که راز اجرای درخشانش را بگوید.

 

او گفت:” مادرم بدلیل سرطان
قادر نبود که مرا هرهفته به کلاس پیانو بفرستد. او صبح امروز فوت کرد و من می
خواستم که او پیانوزدن من را بشنود این اولین بار است که او می تواند بشنود زیرا
مادرم ناشنوا بود و من اکنون حس می کنم که مادرم در اینجا حضور دارد و صدای پیانو
زدن مرا می شنود من می خواستم او بهترین اجرای مرا بشنود و به آرزویم رسیدم”

قانون موفقیت:

این داستانی از مهارت و عشق بود.  زمانی که شما شور و شوق انجام کاری دارید و
انگیزه ای برای انجام آن دارید آن زمان خواهید درخشید.شاید شما دارای استعداد و مهارت
باشید اما بدون انگیزه نمی توانید کاری را از پیش ببرید . به خدای درونتان و
الهاماتتان برای گرفتن انگیزه توجه کنید .با انگیزه بودن به شما قدرت انجام هرکاری
را می دهد باور کنید هرکاری…

مجله کارآفرینی کارخانه تبدیل ایده به ثروت

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.