Take a fresh look at your lifestyle.

راز موفقیت رندی گیج

0 186

راز موفقیت رندی گیج سخنران حوزه بازاریابی شبکه ای

و نویسنده کتاب سعادت

زماني كه رندي در زندان به سر مي برد ، مردي به استعدادي ذا تي و نهاني در وجود او پي برد كه تا كنون در شخص ديگري ند يده بود اواحساس كرد اگر رندي روش خود رادر زندگي تغيير داده و در راه مثبت قدم بگذارد، مي تواند هر كاري را كه اراده كند به بهترين نحو ممكن انجام دهد و انسان موفقي شود. ازاين رو رندي را از اين مطلب آگاه كرد كه توانايي انجام كارهاي بسيار عظيمي را دارد .

اين سخن تأثير بسيار زيادي بر ذهن رندي گذاشت و او را دگرگون ساخت . او شهامت و جرأتي مضاعف يافت و تصميم گرفت زندگي خود را از نو بسازد. زماني كه از زندان آزاد شد، دنيا در نظرش تغيير كرده بود. او تصميمش را گرفت تا آينده اي موفق براي خود بسازد. پس شروع به تلاش كرد: ازكارگري به عنوان ظرفشور يك رستوران آغاز كرد تا اكنون كه به يك مولتي ميليونر تبد يل شده است . اكنون زندگي او به اندازه اي خوب است كه اكثر مردم حتي در رؤياهايشان نيز نمي توانند تصور كنند .

او يك انسان مولتي ميليونر و در عين حال بسيار خير خواه است و خدمات بشر دوستانه بسيار زيادي در سراسر جهان انجام مي دهد . او در زندگي به تمام آرزوهايش دست يافته و اكنون تنها يك آرزو بيشتر ندارد: رموزي را كه درباره موفقيت مي داند، با مردم جهان در ميان بگذارد. رندي تصوير سلامتي است. او در 47 سالگي در بهترين وضعيت جسماني قرار دارد. گويي كه يك جوان 25 ساله است.

او سوار ماشين رؤيايي اش مي شود، در خانه رؤيايي اش زندگي مي كند، دو كمد بسيار بزرگ انباشته ازلباسهاي گران قيمت طراحي شده توسط بزرگترين و مشهورترين طراحان ايتاليايي و فرانسوي دارد و … . مردم به او لقب” ناپلئون هيل عصر جديد” داده اند – البته ناپلئون هيل هيچگاه نتوانست به درجه اي از موفقيت كه رندي به آن رسيده است ، دست يابد ( نقل از ” فورد سائكس ” ) – رندي مؤلف پر فروشترين كتابهاي جهان نظير: 37راز موفقيت، توانگري را بر خود پذيرا باشيد، موفقيت ذهن، 7 قانون معنوي موفقيت و 101 كليد براي موفقيت شما، است كه به زبانهاي: آلماني، اسپانيولي، روسي، چيني، هلندي، نروژي، پرتغالي، كره اي، چك، اند ونز يايي، هندي ، اسلواك ، مقد وني و كروات ترجمه شده و جزو پر فروشترين كتاب هاي سال در كشورهاي مختلف بوده است. اما بايد توجه داشته باشيد كه رندي در يك چشم بر هم زدن ، به موفقيت در زندگي دست نيافته است .

موفقيت او نتيجه سالها كار و تلاش سخت و مداوم است. او توانست بر ذهن نيمه هشيار خود تسلط يابد ؛  نقص هاي كار و نداشتن برنامه ريزي در زندگي را در خود كشف كند و اين موانع را از ميان بردارد . براي مدت بيشتر از 15  سال است كه رندي به مردم كمك مي كند تا محد ود يت باورها و عقايد خود را از بين برده و آنها را تبديل به باورهايي عميق و قدرتمند كنند تا به آرزوهاي خود دست يابند.

تجربيات سازنده رندي در مورد غلبه بر فقر ، ترس و عد م اعتماد به نفس به شما كمك مي كند تا قد رت حقيقي ذهن خود را در جذ ب و نگهداري موفقيت د ر زند گيتان د رك كرده و آن را آشكار سازيد .  داستان زند گي رندي –  داستان ترقي از سلول زندان د ر نو جواني تا تبد يل شدن به يك مولتي ميليونر خود ساخته – الهام بخش زند گي ميليونها انسان در سراسر جهان است.


و اما قسمتهايي از كتاب سعادت :

“…. درباره نويسنده…بيش از 15 سال است كه رندي گيج به مردم كمك مي‌كند كه باورهاي محدودكننده‌ خود را تغيير داده و به رؤياهاي خود دست يابند. داستان زندگي “از فرش تا عرش” او، از دوران زندان رفتنش تا امروز كه ميليونري خودساخته تبديل شده‌است، الهام‌بخش انسانهاي بسياري در سراسر جهان بوده‌است…”

…. اين بخش از كتاب را درحالي مي‌نويسم كه سوار بر پرواز شماره 001 شركت هواپيمايي British Airway هستم كه به آن كنكورد هم مي گويند. من به اين مي‌گويم سعادت…هزينه سوارشدن به اين هواپيما، 12000 دلار است…خوب، آيا به‌نظر شما پرواز با كنكورد، زياده‌روي است؟ اگر چنين است به اين پرسشها پاسخ دهيد كه وقت شما چقدر مي‌ارزد؟ آسايش شما چقدر ارزش دارد؟…آيا شما هم مانند بسياري از مردم مي باشيد كه از پرداخت 12000دلار براي سوارشدن به كنكورد احساس گناه مي‌كنيد و مي‌انديشيد كه اين‌همه هزينه‌ي اضافي بايد براي غذا دادن به بي‌خانمانها، هديه به كليسا، مداواي سرطان و غيره خرج شود؟ پايه اين تفكر آنجاست كه به‌نظر شما فقط يك 12000 دلار وجود دارد…. و اين يعني كمبود آگاهي…..

…. خوار كردن خود يا ديگران براي كسي فايده‌اي ندارد. اين دقيقاً اتفاقي است كه هنگام از‌خودگذشتگي براي ديگران روي مي‌دهد. در كتاب ديگر خانم رند، از يكي از شخصيتهاي اصلي كتاب سؤال مي‌شود: “فاسدترين انسان، كدام است؟” شايد پاسخ او بيشتر مردم را متعجب مي‌كند. زيرا او به قاتل، متجاوز يا زناكار اشاره‌اي نمي‌كند. او پاسخ مي‌دهد: “انسان بي‌هدف”….

…. اگر فقير هستيد ـ و تعريف من از فقر اين است كه دارايي شما كمتر از 10 ميليون دلار باشد ـ روزي چند ساعت را به تصديق و اذعان فقير بودن خود مي‌گذرانيد؟ آيا از اين حرفهاي احمقانه مانند: پولدارها روزبه‌روز پولدارتر مي‌شوند، پول‌درآوردن نياز به سرمايه دارد و غيره مي‌زنيد؟ آيا درباره رئيس يا شركت خود بدگويي مي‌كنيد؟ آيا افرادي كه فقر را نشانه‌ شرافت مي‌دانند دور خود گرد آورده‌ايد؟ چندنفر از دوستان شما درآمدي بيش از شما دارند؟ و اين سؤال بسيار مهم… آيا اكثر نگرانيهاي شما به پول مربوط مي‌شود (نگراني از پرداخت صورت‌حسابها، ازكجا پول‌درآوردن و غيره) يا در فكر راههايي براي حفظ و افزايش ثروت فعلي خود هستيد؟ ….

…. حال ببينيم كاربرد اين مسائل در مورد شما چگونه است؟

در آغاز بايد عميقاً بپذيريد كه خود شما به طريقي موجب بروز همه‌ پيشامدهايي هستيد كه در زندگيتان رخ مي‌دهند. حتي هولناكترين و ناخوشايندترين آنها.

البته مسلم است كه اين كار را آگاهانه انجام نمي‌دهيد. ولي به‌هرحال انجام مي‌دهيد. هميشه فكر مي‌كردم مي‌خواهم سالم باشم. اما با داشتن حساسيت، كمردرد و بسياري مشكلات جسمي ديگر مدام در بيماري به‌سر مي‌بردم. بسياري از بيماريهايم ارثي بودند. يا حداقل اينگونه فكر مي‌كردم…در آن زمان اظهار عشق و يا دريافت آن از ديگران برايم سخت بود. نمي‌توانستم كسي را در آغوش بگيرم و به او بگويم “دوستت دارم” و يا به‌نوعي احساساتم را بروز دهم….

…. هرچه بتوانيد رويدادها و خواسته‌هاي خود را واقعي‌تر مجسم كرده و آنها را در تصور خود قوي‌تر حك كنيد، ضميرناخود‌آگاه شما سريع‌تر مي‌تواند آنها را در عالم واقع به‌ظهور برساند. پس كاري كه بايد انجام دهيد اين‌است كه تا آنجا كه مي‌توانيد حواس خود را بر موضوع متمركز كنيد….


اگر به‌موردي منفي چسبيده باشيد، جايي براي ورود موارد مثبت به زندگي شما باقي نمي‌ماند. ازاينرو وقتي مردم نزد من مي‌ايند و از نرسيدن به سعادت شكوه مي‌كنند، اولين سؤالي كه از آنها مي‌پرسم اين است كه:

به چه‌چيزي در زندگي چسبيده‌ايد كه در واقع بايد رهايش كنيد؟

همين قانون در جنبه‌هاي ديگر زندگي سعادتمندانه نيز صدق مي‌كند. اگر كفش نو مي‌خواهيد، كفش كهنه‌ خود را دور بيندازيد. اگر لباسهاي نو مي‌خواهيد، كمد خود را خلوت كنيد و لباسهايي كه ديگر نمي‌پوشيد را به نيازمندان ببخشيد….

همه‌چيز در سعادت برمبناي معادله‌ي ارزش در برابر ارزش است. ولي نكته‌ي جالب آن اينجاست كه هرچه بدهيد حداقل ده برابر بيشتر به‌سوي شما بازمي‌گردد. معادله‌‌اي از اين بهتر پيدا نمي‌شود. نمي‌توانيد از زير بخشش به كائنات شانه خالي كنيد. هرچه بيشتر بدهيد، بيشتر دريافت مي‌كنيد. من ده‌سال سعي‌كردم كه از بخشش در راه خداوند فرار كنم ولي فايده‌اي نداشت. ولي اكنون كه اين كار را مي‌كنم هرسالي كه مي‌گذرد بيشتر از سال قبل، اجر و پاداش دريافت مي‌كنم. نام ديگر اين قانون “قانون كاشت و برداشت” است….

منبع: http://bookpic.blogfa.com


صفحه اصلی

ارسال یک پاسخ