Take a fresh look at your lifestyle.

۴ معیار لازم برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق و ۳ خصوصیت بارز یک کارآفرین

0 85

۴ معیار لازم برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق و ۳ خصوصیت بارز یک کارآفرین

کارآفرین کسی است که علاوه بر برخورداری از خلاقیت بالا ، دارای روحیه خطرپذیری است و می تواند برای حل مشکلات دنیای امروز راهکارهای عملی و مبتکرانه ارائه دهد. انسان‌های کارآفرین موجب ایجاد مشاغل جدید می شوند و می توانند با تشخیص به موقع فرصت های رشد، نیرو و نشاط تازه ای به تشکیلاتی که سال‌ها از عمرشان می گذرد، ببخشند.

کارآفرین فردی است که کنترل درونی دارد. او برای آن که بتواند آن چه را که در ذهنش می گذرد عملی کند باید رئیس و کارفرمای خود باشد. یعنی کارآفرین نیاز به استقلال دارد. ذهن پویای او مرزهای از پیش تعیین شده و قالب های رایج را می شکند و با وجودی که همان چیزی را می بیند که دیگران می بینند، اما چیزی را می اندیشد که دیگران نمی اندیشند. یعنی کارآفرین خلاق است. وقتی که خلاقیت او از ذهن به عمل منتقل می شود نوآوری صورت می گیرد.

نوآوری یعنی رفتن راه های نرفته. کسی که اولین بار راهی را آغاز می کند، اولین کسی است که خطرات مسیر را تجربه و دیگران را از ان آگاه می کند این یعنی کارآفرین خطر پذیر است، منفعل نیست و برای استقبال از آینده روحیه ای تهاجمی دارد.

برای کارآفرین شدن چهار معیار لازم داریم

۱. باید موقعیت ها و فرصت هایی فراهم باشد تا منابع را دوباره با هم ترکیب و یکی کند تا سود و منفعتی حاصل شود. یعنی توسعه و پیشرفت یک‌ برنامه و طرح تجاری
۲. کارآفرینی نیاز دارد تفاوت های بین افراد مثل دسترسی ویژه به افرادی مشخص را بشناسد و توانایی تشخیص اطلاعات درباره فرصت ها را داشته باشد.
۳. تحمل پذیرش ریسک و خطر برای یک کارآفرین یک ضرورت است.
۴. فرایند کارآفرینی نیاز به سازمان‌دهی افراد و منابع مالی دارد.

حالا اگر بخواهیم خلاصه وار طوری که از حوصله هم خارج نباشد  فعالیت‌هایی را که یک کارافرین انجام می دهد نام ببریم، مهم ترین ها در موارد زیر خلاصه می شود:

۱. معرفی یک کالای جدید
۲. به کار گیری شیوه جدید برای تولید محصول قدیمی
۳. ایجاد بازار جدید برای محصول موجود
۴. کشف و به کارگیری یک منبع جدید برای تامین مواد اولیه
۵. ایجاد ساختار جدید برای صنعت موجود

خصوصیات بارز یک کارآفرین موفق

یک کارآفرین موفق چه خصوصیات و ویژگی هایی دارد؟

شور و اشتیاق

شور و اشتیاق برای انجام کاری منبع اصلی انرژی، انگیزه و کار و تلاش است. نیروی محرکه برای هر کارآفرین همان چیزی است که به وسیله آن هر کاری ممکن می شود. وقتی برای انجام کاری پر از شور و اشتیاق هستید و برای موفق شدن در آن انگیزه بالایی دارید، ناخودآگاه در انجام آن کار مداومت و پشتکار بیشتری به خرج می دهید و خستگی از تلاش و کار زیاد برایتان خالی از معنی می شود در نتیجه هر چه بیشتر آن کار را انجام دهید، شانس های موفقیت بیشتر می شوند. اشتیاق داشتن برای انجام کاری ، کلید اصلی تسلط یافتن بر آن کار یا آن مهارت است. این در همه کارآفرینان موفق مشترک است.

درک و آگاهی

داستان BATA (بی تا) بهترین مثال از این ویژگی کلیدی است. BATA (بی تا) نام یک فروشگاه زنجیره ای در آفریقاست که حتی در دورترین نقاط آن نیز مستقر است. داستان از این قرار است که اواخر قرن نوزدهم میلادی آفریقا در حال ایجاد و توسعه بازار جهانی خود بود.‌بسیاری از شرکت های تولید کننده کفش، نمایندگان خود را به آفریقا فرستادند تا ببینند آیا فرصت شغلی در این بازار نوظهور وجود دارد یا نه ! اما اغلب آن ها با این جمله به خانه هایشان بازگشتند که هیچ کس در آفریقا کفش نمی پوشد بنابراین هیچ بازاری در آنجا برای کفش های ما وجود ندارد. همه منصرف شدند به جز تیم فروش BATA که با اشتیاق و هیجان زده گزارش دادند « هیچ کس در آفریقا کفش نمی پوشد بنابراین بازار بزرگ و فرصت های شغلی بسیاری برای کفش ها و تولیدات ما در آفریقا وجود دارد.

یکی از کارآفرینان موفق در زمینه تجارت الکترونیک در یکی از مصاحبه هایش گفته بود زمانی که برای اولین بار قصد راه اندازی کسب و کار خود در کشور خود را داشت ، کمتر از یک درصد از افراد به صورت آنلاین خرید می کردند و مفهومی تحت عنوان تجارت الکترونیک به شکل امروزی آن به سختی برای همگان معنا داشت. قابل درک بود و زمانی که ایده اش را با دوستانش مطرح کرده بود آن ها گفته بودند اکنون بازار آماده پذیرش چنین ایده ای نیست اما او با درک و آگاهی بالا از موقعیت، کسب و کار خود را راه اندازی کرده و طولی نکشیده که به موفقیت دست پیدا کرد. او عقیده دارد کارآفرینان حقیقی می توانند فرصت ها را ببینند و بیابند، درست همان جایی که دیگران نمی توانند یا انجام نمی دهند.

استفاده از استعدادهای پنهان و بالقوه

تحقیقات نشان می‌دهند ظرفیت مغز یک انسان بالغ بسیار بزرگ تر و بیشتر از آن چیزی است که از آن استفاده می شود. اغلب کارآفرینان ساعت های زیادی از خواب و تفریحاتشان با دوستانشان را فدا می کنند تا روی استعدادهای درونی خود و شکوفایی و ظهور آن ها سرمایه گذاری کنند . آن ها وقت خود را به گشت زنی در رسانه های اجتماعی یا گوش دادن به اخبار و شایعات و حاشیه ها تلف و مغزشان را با اطلاعات غیر ضروری پر نمی کنند بلکه آن ها ذهن خود را با محتواهای با کیفیت تغذیه می کنند . اطراف خود را با افراد موفق احاطه می کنند و همیشه کنجکاو چیزهای جدید هستند.

اگرچه استعدادهای درونی و بالقوه ای که هر فرد داراست از دیگری متفاوت است اما خبر خوب آن است که مغز انسان می تواند تربیت شود. اما قبل از این که این نوع از تربیت هدفمند اتفاق بیفتد ، این نکته را باید ذکر کرد که همه این داستان ها با والدین ما آغاز می شود. البته ابتدا با DNA که در کنترل آن ها نیست و دوم با تعلیم و تربیت و آموزش خانوادگی توسط والدین که به شدت مسئول این قضیه هستند.

بر اساس یک مطالعه علمی ۸۵ درصد مغز انسان تا سن پنج سالگی رشد می کند بنابراین سال های اولیه محیط پیرامون یک کودک می تواند به اندازه یک عمر زندگی، تاثیرات مثبت و منفی داشته باشد بنابراین دولت ها و برنامه های توسعه کارآفرینی که به دنبال تربیت کارآفرین های بیشتر در جهان هستند باید این موضوع را با آموزش والدین آغاز کنند که چگونه روحیه کارآفرینی را در کودکان خود ایجاد یا چگونه فرزندانی با طرز فکر کارآفرینانه تربیت کنند تا کودکان، نوجوانان و جوانان بتوانند از استعدادهای پنهان و بالقوه خود در مسیر موفقیت هایشان استفاده کنند و محیط خانه فقط محلی برای رشد فیزیکی فرزندان نباشد بلکه در کودکی آن ها را آموزش دهند تا زمانی که بزرگ می شوند و قابلیت مغز کمتر می شود ، از آن ها کارآفرینان بالقوه ای ساخته باشند.

منبع: اقتصاد آنلاین

ارسال یک پاسخ