Take a fresh look at your lifestyle.

آشنایی با ساختار استارتاپ های پلتفرمی و انواع آن

184

آشنایی با ساختار استارتاپ های پلتفرمی و انواع آن

مدل کسب و کار پلتفرم به مدلی گفته می شود که ارزشی برای تسهیل مبادلات بین دو یا چند گروه مرتبط که معمولا مصرف کننده و سرویس دهنده ها هستند، ایجاد می شود.

برای آن که این مبادلات انجام شود ، پلتفرم ها شبکه هایی از کاربران و منابع قابل دسترس را ایجاد و کنترل می کنند.

تعریف مدل کسب و کار پلتفرم چیست؟ مدل کسب و کار پلتفرم به مدلی گفته می شود که ارزشی برای تسهیل مبادلات بین دو یا چند گروه مرتبط که معمولا مشتری ها و سرویس دهنده ها هستند، ایجاد می شود.

فیسبوک ، اوبر ، علی بابا ، این کسب و کار ها مانند شرکت های خطی ، مستقیما محصولی تولید و توسط یک زنجیره تامین به دست مشتریان نمی رسانند. پلتفرم ها مفهوم تولید را ایجاد نمی کنند ، بلکه مفهوم ارتباط را ترویج می دهند.

پلتفرم های موفق با کاهش هزینه معاملات و نوآوری مبادلات را تسهیل می نمایند. با ظهور تکتولوژی های ارتباطی ، این اکوسیستم ها قوانایی گسترش در راه هایی دارند که کسب و کار های سنتی قادر به آن نیستند.

چه کسب و کارهایی پلتفرم نیستند؟

خیلی مهم است که به یاد داشته باشید ، پلتفرم یک تکنولوژی نیست ، بلکه یک مدل کسب و کار است. بیشتر افراد این اشتباه را می کنند که پلتفرم را با یک اپلیکیشن یا وبسایت اشتباه می گیرند ، ولی پلتفرم یک نرم افزار نیست. پلتفرم یک مدل کسب و کار جامع است که با گرد آوردن مشتری ها و سرویس دهنده ها در کنار یکدیگر ، ایجاد ارزش می نماید.

یکی از متداولترین اشتباهات در استفاده از عبارت “پلتفرم” برای توصیف نرم افزارهای یکپارچه است. به ویژه در شرکت های SaaS (نرم افزار به عنوان سرویس) است که علاقه دارند خودشان را به عنوان پلتفرم برای هدف مشخصی معرفی کنند. این موارد استفاده از واژه “پلتفرم” تنها برای مقاصد بازاریابی است. با این اوصاف شرکت ها SaaS کسب و کار های خطی هستند.

در قرن 21 ، زنجیره تامین محرک اصلی ارزش یک کسب و کار نیست. دارایی هایی که یک شرکت دارد ، ارزشش از ارتباطات آن بسیار کمتر است.

ما کسب و کار های سنتی و غیر پلتفرم را کسب و کار های خطی می نامیم ، چرا که عملکرد آنها در یک زنجیره تامین خطی خلاصه می شود. به عنوان مثال کسب و کار های SaaS ، محصول تولید می کنند ، نه شبکه ای از ارتباطات. همچنین آنها فاقد ساختار هزینه و پایه های اقتصادی هستند که باعث موفقیت پلتفرم ها می شود.

به طور کلی ، شرکت های خطی ارزش را به صورت محصول یا خدمات در آورده و آن را به کسانی که در زنجیره تامین ، در پایین دست قرار دارند  می فروشند.

برخلاف پلتفرم ها ، کسب و کار های خطی لیست دارایی دارند که در ترازنامه آن ها آورده می شود ، می خواهد یک کارخانه خودرو سازی مانند جنرال موتور باشد یا یک فروشنده اشتراک محتوا مانند HBO که لایسنس محتوایش را می فروشد. همچنین شامل خرده فروش هایی مانند Walmart ، Macy’s یا Target.

استارتاپ پلتفرمی

 

این موارد همچنین شامل شرکت های تکنولوژی مانند Netflix هم می شود که در ازای لایسنس محتوایشان پول دریافت می کنند. با اینکه Netflix یک شرکت در حوزه تکنولوژی است ولی کسب و کار آن از مدل خطی است و نه پلتفرم.

به یاد داشته باشید: طراحی مبتنی بر پلتفرم تنها درباره ایجاد زیرساخت تکنولوژی نیست ؛ بلکه درباره شناخت و ایجاد کل یک کسب و کار و ایجاد ارزش برای ساخت شبکه ارتباطات است.

در قرن 21 ، زنجیره تامین محرک اصلی ارزش یک کسب و کار نیست. چیزی که یک شرکت دارد ، ارزشش از ارتباطات آن بسیار کمتر است.

در مدل قدیمی ، مقیاس کسب و کار حاصل سرمایه گذاری و رشد منابع داخلی کسب و کار بود. ولی در دنیای شبکه ها ، مقیاس کسب و کار حاصل پرورش یک شبکه خارجی بر روی کسب و کار است. در واقع این ذات و خمیر مایه اصلی نحوه کار کسب و کار های مدل پلتفرم است.

پلتفرم ها بر اقتصاد تسلط می یابند

مدل کسب و کار پلتفرم پدیده جدیدی نیست. در واقع آن ها به قدمت تمدن بشری هستند که به بازارها و حراجی های رم باستان بر می گردد.

بدون شناخت نحوه کار پلتفرم ها نمی توان در اقتصاد امروز موفق بود.

در قرن بیستم شاهد مدل کسب و کار پلتفرم در مجتمع های تجاری و حراجی ها بودیم. مانند پیشینیانشان ، این کسب و کار ها نیز ، از محل های موقتی برای تسهیل مبادلات استفاده می کردند. ولی به لطف تکنولوژی های ارتباطی ، امروزه پلتفرم ها می توانند ارزش هایشان برای تسهیل مبادلات را به وسیله شبکه های ارتباطی به مشتریان برسانند. نتیجه این است که امروزه کسب و کار های مدل پلتفرم توانایی گسترش در مقیاس بی سابقه ای دارند.

3 مورد از بزرگترین پلتفرم های حال حاضر ، گوگل ، اپل و فیسبوک هستند. ولی همین پلتفرم ها تنها نوک این کوه یخ هستند. تعداد پلتفرم ها در اقتصاد امروز به سرعت در حال رشد است. در سال 2016 از هر 5 برند در لیست ارزشمند ترین برندهای دنیا در مجله فوربس و 11 برند از 20 برند اول این لیست پلتفرم ها بودند. در ابتدای سال 2017 نیز ، 5 شرکت برتر بازار سرمایه پلتفرم ها بودند.

در واقع امروزه بزرگترین IPO ها و دستاوردها برای پلتفرم هاست. همچنین تقریبا اکثر استارتاپ های موفق از مدل پلتفرم پیروی می کنند. علاوه بر لیست 3 تایی ذکر شده در بالا ، لیست پلتفرم های بزرگ شامل آمازون ، eBay ، اینستاگرام ، یوتیوب ، توئیتر ، اسنپ چت ، Slack ، واتس اپ ، Waze ، اوبر ، Lyft ، Airbnb ، پینترست ، Square ، Social Finance ، GitHub ، Kickstarter ، ZocDoc و … نیز می باشد.

رشد پلتفرم ها منحصر به کشور آمریکا نبوده و شرکت های پلتفرمی مانند Alibaba ، Tencent ، Baidu و Rakuten در چین و بخش هایی از آسیا رشد نموده اند.

در کشور ایران نیز ، پلتفرم هایی مانند دیجی کالا ، اسنپ ، تپ سی ، چیلیوری ، علی بابا و… نیز به سرعت در حال رشد هستند.

حقیقت این است که پلتفرم ها نقش بسیار برجسته تری در کشورهای در حال توسعه نسبت به آمریکا دارند. اقتصاد این کشور ها با سرعت و متناسب با گسترش دسترسی به اینترنت در آن ها در حال رشد است. و به دلیل اینکه این کشور ها فاقد ساختار بازرگانی مانند کشورهای توسعه یافته هستند ، صنایع آن ها حول محور اینترنت و پلتفرم ها در حال شکل گیری است.

به عنوان مثال ، Alibaba میزان 80% بازار تجارت الکترونیک کشور چین و Baidu نیز 70% جست و جو ها در چین را به خود اختصاص داده است. شرکت Tencent در حال حاضر با ارزش ترین شرکت آسیا محسوب می شود که تقریبا 850 میلیون کاربر در پلتفرم WeChat دارد و تخمین زده می شود که بزرگترین شرکت بازی در دنیاست. همچنین Didi Kuadi به عنوان رقیب اوبر بر بازار تاکسی چین تسلط یافته است.

5 شرکت برتر بازار سرمایه نیز پلتفرم ها هستند

در هندوستان ، آمازون با دو پلتفرم محلی Snapdeal و Flipkart در حال دست و پنجه نرم کردن در به دست آوردن بازار رو به رشد تجارت الکترونیک هند می باشد. Paytm بر پلتفرم های پرداختی چیره شده و Ola Cabs با اوبر و Didi بر سر تسلط بر بازار حمل و نقل در حال رقابت است.

چه در حال ایجاد یک کسب و کار مدل پلتفرم باشید یا نه ، در اقتصاد امروز نمی توانید بدون شناخت نحوه کار پلتفرم ها موفق شوید.

سرمایه گذاران برای پلتفرم ها ارزش بیشتری قائلند

سرمایه گذاران عاشق پلتفرم ها هستند. کسب و کار های پلتفرمی موفق زیر ساخت های بسیار قوی ارتباطی دارند که از آنها برای غلبه بر صنایع استفاده می کنند.

سرمایه گذاران برای پلتفرم ها در مقایسه با رقبای خطی آنها ارزش بیشتری قائلند.

عجیب نیست که پلتفرم ها ارزش بیشتری نسبت به کسب و کار های خطی دارند. بر اساس تحقیقات ما ، سرمایه گذاران ، ارزش بسیار بیشتری برای پلتفرم ها در مقایسه با کسب و کار های خطی مشابه شان دارند. با بررسی S&P 500 مشاهده می شود که کسب و کار های پلتفرم یا کسب و کارهایی که بخش عمده آن را پلتفرم تشکیل می دهد ، به طور متوسط 8.9 برابر بازده داشته اند. در مقابل برای کسب و کارهای خطی ، این عدد چیزی  مابین 2 تا 4 برابر می باشد.

استارتاپ پلتفرمی

 

این فاصله همواره در حال بیشتر شدن است و یک دلیل خوب برای وجود دارد. پلتفرم ها در همه ابعاد مالی ، چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت بهتر عمل کرده اند. به عنوان مثال ، آنها رشد سریعتر ، بازگشت سرمایه بهتر و حاشیه سود بالاتری را به همراه داشته اند. در نتیجه از اوایل قرن بیست و یکم پلتفرم ها به سرعت در حال پیشی گرفتن از دیگر مدل های کسب و کار اقتصاد هستند.

پلتفرم ها 5% کل S&P500 را تا سال 2020 در دست خواهند داشت و اکثریت با ارزشترین ها را تسخیر خواهند کرد.

بر اساس روند های موجود ، پلتفرم ها 5% کل S&P500 را تا سال 2020 در دست خواهند داشت. همچنین در مسیر تسخیر اکثریت بالاترین ارزش در S&P 500 طی 5 تا 10 سال آینده می باشند.

وقتی به اتفاقات اکوسیستم استارتاپ ها بنگریم ، این پیش بینی ها بیشتر معنی پیدا می کنند. موج بعدی شرکت های عمومی بزرگ ، از پلتفرم ها ایجاد خواهند شد.

تقریبا 60% استارتاپ های میلیارد دلاری ، کسب و کار های مدل پلتفرم هستند. اگر به آمار های بین المللی نگاه بیاندازیم ، اعداد شگفت انگیز تر نیز می شوند. در آسیا 31 مورد از 36 یونیکورن ، پلتفرم هستند، یعنی حدود 86%. این آمار شامل کشور چین نیز می شود که 81% یونیکورن ها پلتفرم ها هستند و در کشور هند این آمار 8 از 9 می باشد.

استارتاپ پلتفرمی

 

پلتفرم ها همچنین ارزش بیشتر نسبت استارتاپ های خطی کسب کرده اند.

متوسط ارزش یونیکورن های پلتفرم 4.51 میلیارد دلار بوده ، در صورتی که این ارزش برای یونیکورن های خطی 2.49 میلیارد دلار است.

تعجب برانگیز نیست که پلتفرم ها بیشترین سرمایه را از یونیکورن های استارتاپی جذب کرده اند. پلتفرم های میلیارد دلاری تقریبا بیش از دو برابر رقبای خطی شان سرمایه جذب کرده اند (با 46.24 میلیارد دلار سرمایه گذاری برای پلتفرم های یونیکورن ، در مقایسه با 21.96 میلیارد دلار سرمایه گذاری در شرکت های خطی)

موج بعدی شرکت های عمومی بزرگ ، توسط پلتفرم ها ایجاد خواهند شد.

یونیکورن هایی که پلتفرم هستند ، 12% ارزش بیشتری نسبت به سرمایه گذاری که در آن ها انجام شده ، در مقایسه با کسب و کار های خطی کسب کرده اند. این موضوع نشان می دهد که سرمایه گذاران از آن بخشی از سرمایه خود که در پلتفرم ها سرمایه گذاری کرده اند ، آسودگی خیال بیشتری دارند.

بدیهی است که همه این شرکت های یونیکورن دوام نخواهند آورد. ولی روند ها در هر دو حوزه بازارهای عمومی و خصوصی نشان می دهد که پلتفرم ها به سرعت در حال غلبه بر کسب و کار های خطی هستند. به طور مشخص ، این گذار عظیم به سمت پلتفرم ها در یونیکورن های استارتاپی ، حاکی از این است که موج بعدی شرکت های عمومی بزرگ ، توسط پلتفرم ها ایجاد خواهد شد.

آناتومی یک کسب و کار پلتفرم

یک پلتفرم قادر به ایجاد ارزش بوسیله تسهیل معاملات ها است. در حالی که کسب و کار خطی به وسیله ساخت و تولید محصولات و خدمات ایجاد ارزش می کند، پلتفرم ها توسط ساخت و تولید ارتباطات و “معاملات” ایجاد ارزش می کند.

طراحی هسته معاملات ، مهمترین بخش طراحی یک پلتفرم است

هسته معاملات ، کارخانه یک پلتفرم است که برای کاربران ارزش ایجاد می کند. هسته معاملات یک فرآیند است که ارتباطات بالقوه را به معاملات تبدیل می کند. طراحی هسته معاملات ، مهمترین بخش طراحی یک پلتفرم است ، و پلتفرم نیاز دارد کاربرانش مدام این پروسه را تکرار کنند تا ایجاد و تبادل ارزش نمایند.

استارتاپ پلتفرمی

 

با این حال ، با اینکه پلتفرم هسته معاملات را فعال می کند ، مستقیما کنترلی روی رفتار کاربرانش نخواهد داشت. تنها یک چالش منحصر بفرد وجود دارد: چطور میلیون ها نفر را مجاب کنیم ، آن طور که ما می خواهیم رفتار کنند.

استارتاپ پلتفرمی

 

اول از همه باید آن ها راجذب کنید که وارد پلتفرم شما شوند ، سپس کمک کنید که با هم تطبیق و ارتباط برقرار کنند ، به وسیله تکنولوژی معاملات را تسهیل کنید ، با وضع قوانینی بر این شبکه ، اطمینان حاصل کنید که اعتماد را ایجاد و کیفیت را حفظ می کنید. 4 وظیفه اصلی یک پلتفرم عبارتند از:

  1. ایجاد مخاطب
  2. پیدا کردن و تطبیق دادن مخاطبان با هم
  3. فراهم آوردن ابزار ها و خدمات اصلی
  4. وقع قوانین و استاندارد ها

اگر یک پلتفرم این 4 وظیفه اصلی را به خوبی انجام دهد ، قادر به تسهیل هسته معاملات است و می توان امیدوار بود که تعداد زیادی از معاملات در این بستر انجام شود.

تا اینجا به این موضوع پرداختیم که یک پلتفرم اصولا چطور ساخته می شود ، شبکه هایش را ایجاد می کند و این ارتباطات را به معاملات تبدیل می نماید. حال به انواع پلتفرم ها می پردازیم.

انواع مدل کسب و کار پلتفرم ها

با اینکه پلتفرم ها بر پایه یک مدل کسب و کاری ، کار می کنند ولی همه آن ها مشابه نیستند. ما در تحقیقاتمان ، توانستیم 9 نوع متفاوت از کسب و کار های پلتفرم پیدا کنیم که در زیر آورده ایم.  همه آن ها حول ارزشی که در هسته معاملات پلتفرم تبادل می شود سازمان یافته اند.

استارتاپ پلتفرمی

 

ارزش اصلی که توسط نوع پلتفرم مبادله می شود:

  1. بازار خدمات: خدمت
  2. بازار محصول: محصول فزیکی
  3. پلتفرم پرداخت: پرداخت های P2P و P2C
  4. پلتفرم سرمایه گذاری: سرمایه
  5. شبکه های اجتماعی: شبکه ای که هسته معاملات ارتباطات چندگانه انسان هاست
  6. پلتفرم ارتباطی: شبکه های ارتباط مستقیم (اپلیکیشن های پیام رسان)
  7. پلتفرم های توسعه:
    1. پلتفرم توسعه بسته: ساخت نرم افزار به وسیله دسترسی به اطلاعات (معمولا یک API)
    2. پلتفرم توسعه کنترل شده: ساخت نرم افزار در یک محیط توسعه ای مجتمع و کنترل شده
    3. پلتفرم توسعه باز: نرم اقزار های رایگان و متن باز
  8. پلتفرم های محتوایی:
    1. اجتماعی: پلتفرمی که هسته تبادلات تمرکز بر یافتن و تعامل با انسان هاست.
    2. رسانه ای: پلتفرمی که هسته تبادلات بر یافتن و تعامل با رسانه است.

تطبیق دادن طراحی پلتفرم با نوع آن برای موفقیت آن ضروری است. پلتفرم هایی که این را به درستی تعریف نکنند ، در رقابت عقب خواهند ماند. نوع پلتفرم تقریبا همه چیز را از طراحی تبادلات اصلی تا اینکه چطور 4 وظیفه اصلی را بکار بگیریم تحت تاثیر قرار می دهد. همین امر باعث می شود که نوع پلتفرم یکی از پایه های اساسی وجه تمایز هر پلتفرم باشد و تمام کسب و کار های پلتفرمی باید به خوبی آن را تشخیص دهند.

تشخیص اینکه کسب و کار مورد نظر در قالب کدام نوع پلتفرم قرار می گیرد ، یکی از اولین قدم ها برای طراحی یک پلتفرم است.

در این مقاله می توانید انواع مدل ها را مشاهده نمایید.

تعاریف دیگر پلتفرم

پلتفرم های تبادل در مقابل پلتفرم های سازنده : پلتفرم های تبادل ارتباطات مستقیم را 1 به 1 را تسهیل می کنند در صورتی که پلتفرم های سازنده ارتیاطات 1 به چند را تسهیل می نمایند. در مقاله ای دیگر مفصل به این موضوع خواهیم پرداخت.

پلتفرم ها بر اساس محصول و خدمات

Commoditized: پلتفرمی که محصول یا خدمتی که تبادل می شود ، نقش کم رنگی در کیفیت ارائه شده به مصرف کنندگان و رضایت وی دارد.

Non-commoditized: پلتفرمی که محصول یا خدمات تبادل شده ، نقش پر رنگی در کیفیت ارائه شده به مصرف کنندگان و رضایت وی دارد.

منبع: پلتفرم بینام

نظرات بسته شده است.